راهنمای خانواده
بلوغ روانی
دکتر فریبا عربگل
فوق تخصص روانپزشکی
کودک و نوجوان
بلوغ پدیده ای گسترده و همــه جانبه شامل تغییرات جسمی و روانی است که در
مرحله انتقال از کودکی به بزرگسالی ( یعنی دوره نوجوانی) رخ مــی دهد ، بلوغ حدوداً
7 سال طول می کشد ( 12 – 11 سالگی تا 19- 18 سالگی ) . دخترها بطور کلی بلوغ را راحت تر و بهتر از
پسرها طی می کنند . همه ما گر چه این
دوره را سپری کرده ایم ، ولی وقتی با نوجوانی روبرو می شویم بخصوص که این نوجوان
فرزندمان باشد، قوی ترین احساس مـــا احساس ترس و خطــر است ، تـرس از اعتیاد ،
ارتباط با دوستان نامناسب و تأثیرپذیری از آنها، ارتباط با جنس مخالف ، رانندگی بی
محابا و کلاً رفتارهای پرخطر دیگر ، در این مقوله سعی شده است به شما کمک شود تا به
احساسات خود بیشتر واقف گشته تا از این راه کنترلی بر رفتار و ارتباط متقابل خود با
نوجوانتان داشته باشید تا آنها بلوغ را راحت تر طی کنند. بدیهی است اولین قدم آگاهی
یافتن از اتفاقات و تغییرات دوره بلوغ است . از آنجا که تغییرات جسمی بلوغ در مقوله
دیگری ذکر شده ، در این جزوه تغییرات روانی بلوغ ، مد نظر ماست که در زیر می آید
:
اجتماعی شدن :
در این دوره برای نوجوان دنیای بیرون به محیط خانه و خانواده ارجحیت دارد.
از خانه و افراد آن فاصله می گیرد . دوست دارد بیشتر اوقات خود را با دوستان در
محیط بیرون از منزل بگذارند ، و تمایل به شرکت در فعالیت های گروهی دارد. اگر این
رفیق طلبی از سوی والدین بد تعبیر شود منجر به ایجاد محدودیت و در نتیجه مقاومت و
واکنش نوجوان می شود ، اگر نوجوان 17 ساله ای هنوز محیط خانه برای او محیط اول است
و در تمام فعالیت هایش وابسته به والدین است باید در سلامت روانی او دقت کرد
.
تمایل به استقلال :
در دوره بلوغ نوجوان فاصلــه عاطفـــی اش را با والدین زیاد می کند . صدایی
از درونش می گوید : باید دور شوم ، باید این بند که مرا به والدین می چسباند ،
اندکی سست شود تا بتوانم به تنهایی و مستقل در امور زندگیم تصمیم بگیرم . که البته
این ندای درونی صدای سالمی است ولی اکثراً توسط والدین بد تعبیر می شود و معنای بی
مهری ، دوست نداشتن ، فاصله انداختن از آن استنباط می شود باید به فرزندان خود
اجازه استقلال و عدم وابستگــی را بدهیم . دخالت در امور آنها بصورت گسترده ، با
مقاومت آنها به شکل پرخاشگری ، فحاشی و بــی احترامی همراه می گردد
.
منفی گرایی :
( نه – من می توانم به تنهایی عمل کنم – به من نگویید چه بکنم چگونه لباس بپوشم ، آرایش موهایم چگونه باشد) . در
واقع این منفی گرایی تلاشی است تا نوجوان به والدین و اطرافیانش بگوید که تفکر و
راه خاص خودش را دارد و می خواهد عدم وابستگی اش را نشان دهد .
تقاضای حریم و خصوصی بودن :
نوجوان نمی خواهد کسی به حریم خصوصی او وارد شود ، درب اتاقش را قفل می کند
، پنهانی چیزهایی می نویسد و نمی خواهد کسی به کشوی میز و قفسه کمد او دست بزند و
.... پس بدون اجازه راز و حریم بدهیم .
خود مداری :
در این دوره ، نوجوان ، خود را در مرکز هستی می بیند فکر می کند فقط خودش
هست و دنیا و تفکراتش ، و به همین دلیل نقطه نظرات شخص مقابل برایش قابل فهم نیست و
این همان چیزی است که ما آن را تحت عنوان خودرأیی و لجاجت تعبیر می کنیم
.
همانند سازی و الگوبرداری از دیگران :
در دوره بلوغ نوجوان احتیاج به همراه و الگو دارد ، اگر تنها بماند ، اگر
کسی نباشد الگوی مناسبی در اختیار وی بگذارد خطر آغاز می شود . در این دوره است که
فرد مرتب ، چیزهایی را از دیگران قرض می گیرد و آنها را برای خود درونی می کند .
معمولاً بر خلاف میل والدین ، نوجوان الگوهای خود را بیشتر از محیط بیرون انتخاب می
کند . از معلم ، دوست و ..... پدر از دید او ممکن است الگوی مناسبی نباشد
.
گرچه ما انتظار نداریم که کودکان ما صددرصد ارزشها و اعتقادات ما را
بپذیرند ولی باید کاری کنیم که ما را کاملاً هم رد نکنند . باید جامعه ای به وجود
بیاوریم که الگوهای مناسبی را در اختیار نوجوانمان قرار دهد . تا نهایتاً او شخصیت
واحد و هویت خود را بیابد .
جنسی شدن :
این همان چیزی است که بیشترین ترس ما را به عنوان والد از بلوغ بر می
انگیزد . در این دوره نوجوان جنس مخالف را می شناسد و اقدام به برقراری ارتباط با
وی می کند . چه بکنیم که نوجوان ما ، جنسی شدن را انکار نکند و افراط هم نکند ، چه
بکنیم که نوجوان ما جنس مخالف خود را به طریق سالمی بپذیرد ، کنترل ما چگونه باشد
تا او را در حد اعتدال نگه دارد ؟
رشد اخلاقیات :
در اواخر دوره بلوغ و اوایل جوانی شکل مشخصی از اخلاق بوجود می آید . اخلاق
در واقع مشارکت در قوانین ، وظایف و استاندارهای جامعه است. وقتی نوجوان با پدیده
های اجتماعی پذیرفته شده ولی متضاد متفاوت روبرو می شود بر اساس حس فردی خود از
وجدان به قضاوت می نشیند . دوره نوجوانی دوره درونی شدن اصول اخلاقی و کنترل
رفتارهاست .
رشد تفکر انتزاعی :
اکثر نوجوانان در این دوره با سؤالات اصلی هستی روبرو می شوند : از کجا
آمده ام ؟ به کجا می روم ، چه باید بکنم ، خدا کجاست و کیست ؟ و نوجوان بر اساس رشد
شناختی و استعداد درونی خود به سمت ادبیات ، فلسفه ، عرفان ، ریاضیات ، اخلاق ،
قانون ، ورزش می رود .
شکل گیری شخصیت و هویت :
هرچه به آخر بلوغ نزدیک می شویم نهایتاً نوجوان چیزهای قرض گرفته شده از
الگوهایش را درونی می کند و شخصیت خاص خود را می یابد ، حال دیگر می داند کیست ؟ از
زندگی چه می خواهد ؟ کجا می خواهد برود ؟ علاقمندیهایش چیست ؟ برنامه اش برای شغل ،
ادامه تحصیل و ازدواج چیست ؟
با درک احساسات نوجوان ، آرام و انعطاف پذیر کردن محیط ،
اجازه رشد و پیدا کردن هویت را به او بدهیم .